تبليغاتX

رصدخانه فضايي است براي تجميع شنيده هاي دنياي اخبار و رسانه با تحليل هاي شخصي، به زباني نرم تر از دنياي مطبوعات. اولويتي در كار نيست. همه سرخط ها، از ديپلماسي و روابط بين الملل گرفته تا عرصه ارتباطات و رسانه و شنيدني هاي ادب و هنر، مجال حضور دارند. شراكت با آرا و نظرهاي شما هم غنيمتي است براي افزودن بر غناي محتوا.
 

Home Email World Pictures Art Society English Version Archive

روزنامه نگاری تحقیقی ؛ بایدها و نبایدها مدرسه همشهری افتتاح شد آنچه خبرنگاران درباره صدا باید بدانند What is a multimedia story غم نامه های ترانه سرایی از سرزمین شمالی نمونه ای از یک گزارش تحقیقی در اکونومیست آفتاب به حیاط ما هم خواهد تابید نگاهی به پروژه ساخت سالن فیلارمونیک پاریس

رصدخانه - صید حلال

 

برای دخترم ندا آقا سلطان

 

دخترم

سنت شان بود

 زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد 

او که پول مرگ تو را گرفته

 شام حلال می خورد. 

تو فقط ایستاد ه بودی

 و خوشدلانه نگاه می کردی 

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

 و خیل خیال های خوش آینده 

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

 تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

 مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه ی انگوری

 که لگدکوب شد

 و بدل به شراب حرام می شود.

کیانند اینان 

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

 پارس می کنند.

کشتندت دخترم

 کشتندت

 تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

آه ندای عزیز من 

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

بلبلانند

 میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

و نام تو را می خوانند.

 یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی 

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

 شمس لنگرودی- اول تیر ۸۸

 برداشت: وبلاگ خبرنگار گیلانی

 

نوشته شده توسط فرهاد در ساعت 12:4 | لینک  |